سفارش تبلیغ
صبا
درباره
محمد عابدینی[5146]

طلبه درس خارج حوزه علمیه قم دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه قم معلم دانشگاه و حوزه مربی تکواندو علاقمند به شاعری و خوشنویسی
ویرایش
منوی اصلی
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
لوگوی دوستان
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
آمار و اطلاعات

بازدید امروز : 12
بازدید دیروز : 65
کل بازدید : 456127
تعداد کل یاد داشت ها : 244
آخرین بازدید : 97/11/1    ساعت : 12:46 ص

مولا تویی، من بنده ام، چیزی ندارم
با لطفِ تو من زنده ام، چیزی ندارم

فقر است سر تا پای من، خالی است دستم
از فقرِ خود شرمنده ام، چیزی ندارم

یک عمر دل بستم به دنیا، مست بودم
حالا ولی دل کنده ام، چیزی ندارم

از بس خطا کردم بدون مکث دادی
در دستِ چپ پرونده ام، چیزی ندارم

مارِ گناه و شرک را در آستینم
با دستِ خود پرورده ام، چیزی ندارم

آنجا که باید گریه می کردم نکردم
حالا که غرقِ خنده ام چیزی ندارم

اصلا خودت می دانی و اوصافِ حُسنت
مولا تویی، من بنده ام، چیزی ندارم

محمّد عابدینی
1393.10.20






برچسب ها : شعر  , غزل  , مناجات  ,

      

خدا کند که ببخشد مرا خدای غفور
خدا کند نشوم از خدای خوبم دور

خدا کند که ببینم چقدر منان است
کنار سفره ی او کائنات مهمان است

خدا کند که خدا موقع حساب و کتاب
به عدل خود نبرد بنده را به سوی عِقاب

خدا خدای من و بنده های بد هم هست
به فکر آخرِ پرونده های بد هم هست

خدا خدای رحیمیست... دیر فهمیدم
و میزبان کریمیست... دیر فهمیدم

وبال و وزر گناه است روی دوش دلم
که زیر این همه آوار پشت من شده خم

امید من به همین سجده های طولانیست
و گر نه زخم دلم قابل مداوا نیست

امید من به همین چشم های بارانیست
امید من به همین اشک های طوفانیست

امید من به همین آیه های قرآنست
کلید قفل همه مشکلات در آنست

امید من به همین روضه های پر اشک است
امید من به علمدارِ صاحب مشک است

امید من به همین جمعه هاست تا هر بار
دعای ندبه بخوانم... و بعد استغفار

و بعد توبه نمایم از انتظار خودم
همیشه بوده ام انگار گرم کار خودم

امید من به خدا بود و هست و خواهد بود
امیدوار به مولای خویش باید بود

محمد عابدینی
1393.5.3






برچسب ها : شعر  , مناجات  , مثنوی  ,

      

اصلا این ماه عجب حال و هوایی دارد
رمضان در دلِ خود کرب و بلایی دارد

کامِ خشکیده و لب های ترَک خورده ی ما
در تبِ روضه ی تو شور و نوایی دارد

پای سجّاده ی اِحیا و مناجات و سحر
جز ولای تو دلِ ما چه دعایی دارد؟

بار ها عهد شکستیم و تو با ما ماندی
چه کسی جز تو چنین مهر و وفایی دارد؟

مال و جان؟... همسر و فرزند؟... قبول است آقا
کربلایی شدنِ ما چه بهایی دارد؟

دست می گیرد و دل می برد و می بخشد
این حسین کسیت که این گونه عطایی دارد؟

گوشه ی مسجدمان عطر عجیبی پیچید
مجلسِ روضه عجب حاشیه هایی دارد

دلمان لک زده یک بار زیارت برویم
دلِ غمدیده ی ما نیز خدایی دارد

با لبِ تشنه و در گرمی ظهرِ رمضان
بردنِ نامِ تو آقا چه صفایی دارد

محمّد عابدینی
1393.5.2






برچسب ها : شعر  , غزل  , مناجات  , حضرت حسین  ,

      

آسمان دلم ابری است... دلم غم دارد
شب قدر است و جهان عطر تو را کم دارد

یک نفر آدرس قبر تو را می داند
لیلة القدر فقط قدرِ تو را می داند

آیه آیه متکامل شده قرآن در تو
یازده مرتبه نازل شده قرآن در تو

در شب تیره و تاریک، تو بدری بانو
لیلة القدر تر از هر شب قدری بانو

و خداوند قسم خورده نمی سوزاند
هر کسی مهر تو را بر دل خود بنشاند

مهر تو کوثر و نبضِ تپشِ قرآن هاست
مهر تو شان نزول همه ی باران هاست

هر زمان نفس فراموش کند آتش را
مهر تو هست که خاموش کند آتش را

محمد عابدینی
1393.4.29






برچسب ها : شعر  , مناجات  , حضرت فاطمه  , مثنوی  ,

      

میان قافیه ها سوز ربنایی نیست
و این که حال و هوای غزل خدایی نیست

برای خلوت زیبای بنده و معبود
در ازدحام خیابان شعر جایی نیست

 هزار بیت سرودم هزار هزار افسوس
برای بندگی شاعرانه نایی نیست

زبان طبع مرا بسته معصیت انگار
که هر چه گوش فرا می دهم صدایی نیست

به انتهای سفر می رسد غزل اما
همیشه آخر خط نقطه ی رهایی نیست

محمد عابدینی
1392/6/28






برچسب ها : شعر  , غزل  , مناجات  ,

      

بگیر ای آسمان دست زمین را

خــــداونــدا گـــرفــتـار گـــنـاهـم
بـبین طـوفان اشـک و درد و آهم

گـره در کـارم افـتـاده ست یا رب
گـره خـورده بـه درگـاهت نگاهم

تــو و دریــای بـی پـایـان عـفـوت
مـن و صـحـرای اعـمـال تــبـاهـم

تو نـازل می کنی بر شب ستاره
عنایت کن به شب های سیاهم

بـگیر ای آسـمان دسـت زمین را
خــــداونــدا گـــرفــتـار گـــنـاهـم

محمد عابدینی
1391/8/4






برچسب ها : شعر  , غزل  , مناجات  ,

      



پیامهای عمومی ارسال شده

+ پلکی بزن ای چشم تو اشغالگر دل شعر و خط: محمد عابدینی 97/10/10



+ هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت... خط: محمد عابدینی نه دی نود و هفت



+ این اولین تجربه‌ی منه توی خطاطی نسخ با قلم این خط رو فوق‌العاده دوست دارم حس می‌کنم این قالب به مضامین خودش شکوه و متانت و اصالت می‌ده شما رو هم دعوت می‌کنم به یادگیری و مشق خوش‌نویسی زیبا شدن رو می‌شه از خط شروع کرد =) دوستانی که هر کدوم از رشته‌های خوش‌نویسی رو دنبال می‌کنن توی کامنت‌ها بگن که بقیه هم انگیزه بگیرن



+ سلام شبتون بخیر میلاد پیامبر رحمت و امام صداقت و همچنین هفته وحدت رو به دوستان خوب پارسی بلاگی خودم تبریک می گم حیف دنیای مجازی این چیزا حالیش نمی شه و گر نه از آقا سید فخری عزیز می خواستیم در و دیوار پیامرسان رو چراغونی کنه الهی که به حق پیامبر و فرزند صادقش حال دنیایی و آخرتی همتون خوب خوب باشه اگه جمله ی زیبایی خطاب به مولود های عزیز این شب به ذهنتون می رسه زیر این پست کامنت کنید @};-

+ این بار هم شکست دلم زیر پای تو بشکن ولی شکستن دل افتخار نیست . خط: سید احمد حسینیان شعر: محمد عابدینی



+ دلبسته به مویی شده ام، سرنخ این عشق در خرمن گیسوی پیدا شدنی نیست . محمد عابدینی



+ مثل همیشه حسرت و دل کندن و غم است تقدیر نانوشته دل های سوخته . شعر: محمد عابدینی طرح: محمد رازقی



+ آقا یه نگاهی بندازین ببینین کشورای اطراف کسی برای دولتش وزیر راه لازم نداره؟ یدونه داریم زیر قیمت میدیم. اصلا صلواتی! در حد نو. کارنکرده!



+ دروغی به نام پالرمو



+ خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. امام خمینی (ره)