سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :67
  • بازدید دیروز :109
  • کل بازدید :453064
  • تعداد کل یاد داشت ها : 242
  • آخرین بازدید : 97/9/25    ساعت : 10:9 ص
درباره
محمد عابدینی[5145]

طلبه درس خارج حوزه علمیه قم دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه قم معلم دانشگاه و حوزه مربی تکواندو علاقمند به شاعری و خوشنویسی
ویرایش

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

محمد عابدینی

این بار قرار است که بیدار بمانم
تا صبح در این حالت تبدار بمانم

انگار قرار است در این شور شبانه
در حسرت یک ثانیه دیدار بمانم

پشت در و دیوار غزل با دل خسته
انگار قرار است که این بار بمانم

یک عمر غزل گفتم و انگار قرار است
در خلسه ی عطر خوش گلزار بمانم

با حسرت پرواز قرار است که یک عمر
در دایره ی بسته ی پرگار بمانم

رخصت بده تا آخر این رزم شبانه
در لشگر گیسوی تو سردار بمانم

محمد عابدینی
1392.10.23






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

سیب خیال

آخرِ قصه ی غزل هایم، به کجا میرسد... نمیدانم
آدمِ خسته از بهشت آیا، به حوا میرسد... نمیدانم

پشتِ دیوار های سنگیِ شهر، زیرِ بارانِ واژه و مضمون
عاشقِ بی نوای دلخسته، به نوا میرسد... نمیدانم

در مطافِ بلندِ گیسویش، دورِ چشمی سیاه میگردم
حاجیِ رندِ آرزو هایم، به منا میرسد... نمیدانم

آسمان.. ماه.. نیمه شب.. خلوت، نم نمِ اشک.. من.. دعا.. محراب
قدِّ کوتاه ربّنا هایم، به خدا میرسد... نمیدانم

شب بشب بغض میکنم هر شب، دم بدم زخم میخورم هر دم
دستِ این زخم های پی در پی، به دوا میرسد... نمیدانم

محمد عابدینی
192.10.14






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

سیب خیال 

"تا کی به تمنّای وصال تو یگانه"
با خاطره هایت بروم شانه به شانه؟

حالا که قرار است در این بغض گلوگیر
شعری بسرایم پر از آواز و ترانه،

باید بنشینم و به شکل غزلی ناب
حرف دل خود را بنویسم پسرانه

تا سبز شود بر اثر معجزه ی عشق
بر شاخه ی خشک غزلم باز جوانه

مصراع به مصراع، غزل هیزم عشق است
تا طاق فلک می کشد این شعر زبانه

سهم من از این عشق ولی حسرت و آه است
بر وفق مراد دل من نیست زمانه

 روزی دل این بغض چنان می شکند که
"اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه"

محمد عابدینی
1392.9.15





برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

سیب خیال

دارد چکار می کند این عشق با دلم؟
با قطعه های بی سر و سامانِ پازلم

در گردبادِ زلف تو با لطفِ موج ها
چون قایقی شکسته، زمینگیرِ ساحلم

بیت الحرامِ چشمِ تو بارانی است و من
همپای حاجیانِ تو در دورِ باطلم

در کوچه های قافیه، در قابِ بیت ها
مثلِ همیشه باز تو هستی مقابلم

لبخند می زنی و نفس می کشی و بعد
حل می شود دوباره تمامِ مسائلم!

محمّد عابدینی
1392.9.11






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

محمد عابدینی

وقتی غزل نوشته که مدهوشمان کند
یعنی قرار نیست فراموشمان کند

ما شعله های سرکش غم بوده ایم و او
بحر طویل گفته که خاموشمان کند

با حرف های مثنوی عارفانه اش
یک قطعه هم سروده که در گوشمان کند

چیزی نمانده است زمستان عشق او
با بیت های برف غزلپوشمان کند

اول قرار بوده که هشیارمان کند
حالا غزل نوشته که مدهوشمان کند

محمد عابدینی
1392.7.9






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

محمد عابدینی

وقتی تمام قافیه هایم را از خوشه های موی تو می چینم
در سرخی سبوی غزل هایم تصویری از خیال تو می بینم

وقتی که در مزارع گیسویت هر روز بذر معجزه می کاری
شاید شبی محال تو ممکن شد شاید شبی کنار تو بنشینم

عمری است در دو راهی تردیدم در کارزار منطق و احساسم
با این که دل به مهر تو می بندم اما به وعده های تو بدبینم

در مسجد ضرار دو ابرویت بر دین خلق فاتحه می خوانی
چیزی نمانده جز نفحات کفر با شبهه های چشم تو در دینم

حالا که در شلوغی این دنیا دستم نمی رسد به تو خوبی کن
امشب بیا و ماه دل من باش در خواب های روشن و شیرینم

محمد عابدینی
1392.7.8






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

هنوز طعم غزل های نوبرت عالی است
و روی دشت لبت جای بوسه ای خالی است

تویی که نقش معمای مشکی زلفت
شبیه ترمه ی زیبای نقشه ی قالی است

دوباره حرف تو شد ... بغض ها ترک خوردند
چه حال و روز غریبی ... عجیب احوالی است

قرار بود تو باشی و من ... من و تو فقط
قرار هست ... نه! این ها نوشته ی فالی است

تو را برای پریدن بهانه کرده دلم
تمام راز پرستو نهفته در بالی است

لجام قافیه را می دهم به دست خودت
که حفظ حرمت مسجد به عهده ی والی است!

محمد عابدینی
1392.5.24






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

خنده های خاک آلود

پـلـکی زدی، دار و نـدارم را گرفتی
آرامش و خـواب و قـرارم را گرفتی

یک عـمر مردم اشک در چشمم ندیدند
بـا تــار گــیــسـویـی وقـارم را گـرفـتـی

من را از عمق خنده های خاک آلود
بـیـرون کشیدی و غـبـارم را گرفتی

با گندمی از من بـهشتم را گرفتی
اردیـبـهـشـتـم را، بـهـارم را گرفتی

در خلسه ی موسیقی آرام چشمت
از دسـت های تـیـره تـارم را گـرفتی

جانم پرید از بام جسمم ساده، انگار
از شانه های خسته بـارم را گرفتی

محمد عابدینی
1392.1.19 






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

کسی مثل کسی

کـسـی  نـدیـده  کـسـی  را  چـنـان  کـه  مـن  او  را

کسی  نـکـشـتـه  کسی  را  چنـان  کـه  او  مـن  را






برچسب ها : شعر  , عاشقانه  , تک بیت  ,


      

حرم چشم تو

اشـک هـایـم خــبـر از دردِ مــداوم دارد
دلِ من سمتِ کسی شیبِ ملایم دارد

بر لبم خنده ی تلخی ست ولی می دانی
پشتِ این خـنده کـسی گریه ی قـایم دارد

خنده ات حافظه ی چشمِ مرا پر کرده ست
صـفـحه ی قـلب من از چهره ی تو تـِـم دارد

صفِ مژگان سیه پوش و شبی بارانی
حـرمِ چـشمِ تـو یک عـالَمه خـادم دارد

مـوجِ زلـفِ تو خـداوندِ مرا ثابت کرد
نظمِ گیسوی پریشانِ تو ناظم دارد

این غزل فرصتِ خوبی ست برای توبه
بـیـت هایـم خـبـر از یـک دلِ نـادم دارد

شعرم آشفته و گنگ است ولی انصافا
مـعـنـی و قـافـیـه و قـالـبِ سـالـم دارد

دوش در عـالمِ رویـام به سـعدی گفتم
شاعری کارِ شما نیست عمو! لِم دارد

غزلم بابِ دلت نیست، خودم می دانم
گـفـتنِ شـعر کـمی حـوصـله لازم دارد

پادشاهی تو! بزن تکیه به تختِ غزلم
شهرِ شعرِ من از این ثانیه حاکم دارد

محمدعابدینی
1391/12/10 






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >




+ این اولین تجربه‌ی منه توی خطاطی نسخ با قلم این خط رو فوق‌العاده دوست دارم حس می‌کنم این قالب به مضامین خودش شکوه و متانت و اصالت می‌ده شما رو هم دعوت می‌کنم به یادگیری و مشق خوش‌نویسی زیبا شدن رو می‌شه از خط شروع کرد =) دوستانی که هر کدوم از رشته‌های خوش‌نویسی رو دنبال می‌کنن توی کامنت‌ها بگن که بقیه هم انگیزه بگیرن



+ سلام شبتون بخیر میلاد پیامبر رحمت و امام صداقت و همچنین هفته وحدت رو به دوستان خوب پارسی بلاگی خودم تبریک می گم حیف دنیای مجازی این چیزا حالیش نمی شه و گر نه از آقا سید فخری عزیز می خواستیم در و دیوار پیامرسان رو چراغونی کنه الهی که به حق پیامبر و فرزند صادقش حال دنیایی و آخرتی همتون خوب خوب باشه اگه جمله ی زیبایی خطاب به مولود های عزیز این شب به ذهنتون می رسه زیر این پست کامنت کنید @};-

+ این بار هم شکست دلم زیر پای تو بشکن ولی شکستن دل افتخار نیست . خط: سید احمد حسینیان شعر: محمد عابدینی



+ دلبسته به مویی شده ام، سرنخ این عشق در خرمن گیسوی پیدا شدنی نیست . محمد عابدینی



+ مثل همیشه حسرت و دل کندن و غم است تقدیر نانوشته دل های سوخته . شعر: محمد عابدینی طرح: محمد رازقی



+ آقا یه نگاهی بندازین ببینین کشورای اطراف کسی برای دولتش وزیر راه لازم نداره؟ یدونه داریم زیر قیمت میدیم. اصلا صلواتی! در حد نو. کارنکرده!



+ دروغی به نام پالرمو



+ خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. امام خمینی (ره)



+ امام‌خامنه‌ای: جوانِ نسلِ سوم از جوانِ نسلِ اول امید‌بخش‌تر است...



+ هر بانوی خوش‌حجابی ایده‌آل نیست اما قطعا هر بانوی ایده‌آلی خوش‌حجاب است