سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :56
  • بازدید دیروز :109
  • کل بازدید :453053
  • تعداد کل یاد داشت ها : 242
  • آخرین بازدید : 97/9/25    ساعت : 8:59 ص
درباره
محمد عابدینی[5145]

طلبه درس خارج حوزه علمیه قم دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه قم معلم دانشگاه و حوزه مربی تکواندو علاقمند به شاعری و خوشنویسی
ویرایش

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

من را که یادت هست؟... آری! من همانم
هر چند قدری پیر و قدری قد کمانم

فرقی ندارد حال من امروز و دیروز
شاید کمی دلبسته تر... اما همانم

از بس که مضمون تو را نوشیده طبعم
دارد غزل می ریزد از کنج دهانم

عمریست دنبال تو ام... عمریست از پا
افتاده ام... اما خودم را می کشانم

زخمی که تنها یادگارت بوده و هست
مانند داغت بر دل خود می نشانم

من عهد بستم پای تو می مانم ای عشق
بگذار پای عهد و پیمانم بمانم

محمد عابدینی
1393.6.12






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

آنقدَر دوری تو داده دلم را آزار
که شده ورد زبانم غزل مسئله دار

یادم آفتاد شبی لحظه ی عاشق شدنم
کوهی از خاطره ها روی سرم شد آوار

رنج بسیار کشیدم.. عرقم جاری شد
پیچ قلب تو ولی سفت نشد با آچار

ریزگرد دل من محو هوای غم توست
چند وقتی است که هستم به هوای تو دچار

بخورد بر کمرت بیل که یک مرتبه هم
یادی از من ننمودی به پیامی ای یار

پیچ گیسوی تو ماشین دلم را چپ کرد
مشکلات من و تو چاره ندارد انگار

من که آسان به تو دلبسته شدم... دل دادم
این تو بودی که به من سخت گرفتی هر بار

محمد عابدینی
1393.6.3






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  , عاشقانه  ,


      

تردید دارد خنجرت... انگار کُند است
حتما... وگرنه آدرس بسیار رُند است

خنجر بکِش... اما حواست جمع باشد
در امتداد حنجرم یک پیچِ تند است

عاشق کشی رسوا شدن دارد همیشه
فردا همین اقدام تو تیترِ لوموند است

دستت به جیبت می رسد با این تورم؟
می دانی اصلا پولِ خونم چند پوند است؟

ایکاش خود تردید می کردی نه خنجر
تردید دارد خنجرت... انگار کُند است

محمد عابدینی
1393.5.31






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  , عاشقانه  ,


      

من عاشقم... باور نداری حالِ من را؟
حافظ بیاور تا ببینی فالِ من را

حرفِ مرا باور نداری؟... مشکلی نیست
از چشم های خود بپرس احوالِ من را

یک عمر در خود ریختم... یکباره امشب
عشقت به حرف آورده طبعِ لالِ من را

تو آسمان بودی و با سحرِ نسیمت
لبریز از پرواز کردی بالِ من را

مالِ خودت کردی تمام عمرِ من را
هر روزِ من... هر ماهِ من... هر سالِ من را

دستانِ تو باید مرا یک روز می چید
حتّی همین تک بیت های کالِ من را

محمّد عابدینی
1393.5.29






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

نگذار زبان غزلم بسته بماند
حیف از دل این بغض که نشکسته بماند

تا کی بنشینم سر راهت و نیایی؟
تا کی به هوای تو دلم خسته بماند؟

نبضم شده پژواک تپش های تو... بگذار
نبضم به تپش های تو وابسته بماند

با چشم سیاهت دل پرهیزگر من
انگار محال است که وارسته بماند

بگذار نگویم... نسرایم... ننویسم
بگذار که این مسئله سربسته بماند

پیوسته سرش گرم اشارات و نظر هاست
هیهات که ابروی تو پیوسته بماند

تقدیر مرا از ازل این گونه نوشتند:
همواره به گیسوی تو دلبسته بماند

محمد عابدینی
1393.5.7






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

رفت و به پشت سر نگاهی هم نینداخت
من ماندم و یک شاه و کیش و مات و یک باخت

بالای تخت احتضارش ماندم اما
سهم مرا از ارث عشق خود نپرداخت

یک عمر عشقم را به پایش ریختم... او
یک عمر روی نعش احساسات من تاخت

ای کاش پر می کرد جای خالیم را
از من دلش را کند... اما دور انداخت

آینده را در خواب خوش می بینم...اما
ای کاش با او می شد این آینده را ساخت

محمد عابدینی
1393.4.27






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

دوستت دارم... بفهم این اتفاق ساده را
درک کن این حسّ ناب و بِکر و فوق العاده را

کاروان خاطراتت می رود از ذهن راه
می دوم دنبال تو تا انتهای جاده را

در قنوتم التماست می کنم ای ابر عشق
تا خودت یک روز بارانی کنی سجاده را

زیر سقف پلک ها با بند مژگان بسته ام
این دو چشمِ لحظه ای بر چشمِ تو افتاده را


آخرش با شعله ی عشقت به آتش می کشی
این غزل های برای سوختن آماده را

محمد عابدینی
1393.4.27






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

شاید تو هم حس کرده باشی... دیده باشی
گاهی خودت از سایه ات ترسیده باشی

شاید تو هم مانند من گاهی شکستی
از دست خود هم بار ها رنجیده باشی

گاهی میان روز روشن... مثل آدم
با دست حوّا سیب خود را چیده باشی

فرهاد از عشقش به شیرین گفته باشد
امّا تو تنها زیر لب خندیده باشی

یک عمر در حال دویدن باشی امّا
تنها فقط دور خودت چرخیده باشی

یک روز با گندم زمین خوردی... عجیب است...
حالا به این یک لقمه نان چسبیده باشی

هم زیر باران چتر خود را بسته باشی
هم مثل دشت تشنه ای تفدیده باشی

.....

سر را تکان دادی... کشیدی آه... امّا
شاید تو هم حرف مرا نشنیده باشی

محمد عابدینی
1393.4.23






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

من خسته ام... این راه پایانی ندارد
این حالت آشفته سامانی ندارد

این راه من را می برد تا عشق... امّا
پای ضعیف و زخمی ام جانی ندارد

آتش گرفته کوچه باغ شعر هایم
این روستای سوخته خانی ندارد

حالم شبیه حال دریایی است پرموج
پرموج... امّا حسّ طوفانی ندارد

آب و هوای بغض من اردیبهشتی است
پوشیده از ابر است و بارانی ندارد

می گفت حال و روز من بد نیست... اما
سهرابِ من این بار کاشانی ندارد

اشکی که پشت پلک های من نهان است
چشم عروسک های تهرانی ندارد

دنبال گیسوی تو می گردم ولی حیف
این شهرِ تو در تو خیابانی ندارد

.....

حال مرا وقتی طبیب حاذقی دید
با لحن سردی گفت: ...درمانی ندارد



محمّد عابدینی
هفت خرداد نود و سه






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

باور نکن... این قصّه جز افسانه ای نیست
شمعم ولی اطراف من پروانه ای نیست

مهمان شهرستانی چشم تو ام... حیف
در پایتخت عشق مهمانخانه ای نیست

دیروزِ من... امروزِ من... فردای من پر!
از حال من ویرانه تر ویرانه ای نیست

دیوانه و مجنون اگر من هم نباشم...
پس زیر سقف آسمان دیوانه ای نیست

خواهد شکست این بغض آخر مثل قلبم
افسوس اما در کنارم شانه ای نیست

جایی که صیّادش تو باشی در کمندش
حتّی برای صید بودن دانه ای نیست

هر روز در گوش خودم می خوانم این را:
باور نکن این قصّه جز افسانه ای نیست

محمّد عابدینی
آخر اردیبهشت نود و سه






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      
<      1   2   3   4   5   >>   >




+ این اولین تجربه‌ی منه توی خطاطی نسخ با قلم این خط رو فوق‌العاده دوست دارم حس می‌کنم این قالب به مضامین خودش شکوه و متانت و اصالت می‌ده شما رو هم دعوت می‌کنم به یادگیری و مشق خوش‌نویسی زیبا شدن رو می‌شه از خط شروع کرد =) دوستانی که هر کدوم از رشته‌های خوش‌نویسی رو دنبال می‌کنن توی کامنت‌ها بگن که بقیه هم انگیزه بگیرن



+ سلام شبتون بخیر میلاد پیامبر رحمت و امام صداقت و همچنین هفته وحدت رو به دوستان خوب پارسی بلاگی خودم تبریک می گم حیف دنیای مجازی این چیزا حالیش نمی شه و گر نه از آقا سید فخری عزیز می خواستیم در و دیوار پیامرسان رو چراغونی کنه الهی که به حق پیامبر و فرزند صادقش حال دنیایی و آخرتی همتون خوب خوب باشه اگه جمله ی زیبایی خطاب به مولود های عزیز این شب به ذهنتون می رسه زیر این پست کامنت کنید @};-

+ این بار هم شکست دلم زیر پای تو بشکن ولی شکستن دل افتخار نیست . خط: سید احمد حسینیان شعر: محمد عابدینی



+ دلبسته به مویی شده ام، سرنخ این عشق در خرمن گیسوی پیدا شدنی نیست . محمد عابدینی



+ مثل همیشه حسرت و دل کندن و غم است تقدیر نانوشته دل های سوخته . شعر: محمد عابدینی طرح: محمد رازقی



+ آقا یه نگاهی بندازین ببینین کشورای اطراف کسی برای دولتش وزیر راه لازم نداره؟ یدونه داریم زیر قیمت میدیم. اصلا صلواتی! در حد نو. کارنکرده!



+ دروغی به نام پالرمو



+ خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. امام خمینی (ره)



+ امام‌خامنه‌ای: جوانِ نسلِ سوم از جوانِ نسلِ اول امید‌بخش‌تر است...



+ هر بانوی خوش‌حجابی ایده‌آل نیست اما قطعا هر بانوی ایده‌آلی خوش‌حجاب است