سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :72
  • بازدید دیروز :109
  • کل بازدید :453069
  • تعداد کل یاد داشت ها : 242
  • آخرین بازدید : 97/9/25    ساعت : 10:35 ص
درباره
محمد عابدینی[5145]

طلبه درس خارج حوزه علمیه قم دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه قم معلم دانشگاه و حوزه مربی تکواندو علاقمند به شاعری و خوشنویسی
ویرایش

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

با این که همیشه فکرِ فردای منی
همواره خودت مشکلِ حالای منی

دنبالِ تو ام که قندِ چایم باشی
از دستِ تو! انگار خودت چای منی

محمّد عابدینی
آبان 93






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , طنز  ,


      

نه مثل عاشق بودنِ سرمایه داران
می خواهمت... ارزان و ساده... زیرِ باران

من مرغِ عشقت بوده ام... من را نمودی
با شعله های عشق خود چون مرغِ بریان

در کوه هایی چون لیانشامپو هنوزم
دارد به عشقت می زند شمشیر لینچان

یک عمر بازی داده ای من را به نرمی
ای قهرمانِ حُقّه... ای استادِ چاخان

کاری که تو با قلبِ مجنونم نمودی
با انقلاب ما همان را کرد ریگان

با وعده های پوچِ خود پیچم نمودی
این بود رسمِ معرفت؟... این بود احسان؟

باور نکن حرف رقیبان را... حسودند
من عاشقت هستم به جانِ تو... به قرآن

محمّد عابدینی
1393.8.27






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  ,


      

در زندگی ندیده ام از عشق، جیزتر
از جـاده هـای پـر خـطرِ عشق، لـیـزتر

از خنجری که واردِ قـلبم نـموده ای
دسـتـانِ کــاوه هم نـتـراشـیـده تـیزتر

در سینما و عالَمِ وب هـم نـدیده ام
از دشت های سرخِ لـبت لاله خـیزتر

از لحظه ای که ساکنِ این شهر گشته ای
چشمِ اهالی اش شده انگار هیزتر

چون ذره ای دلم شده از بس ندیدمت
چـیـزی شبیهِ دانه ی هِل... بلکه ریزتر

یک لـحظه بود قصه ی دل دادنم به تو
از برقِ چشم های تو هم نـاگـریـزتـر

بحبوحه ای به پا شده مابینِ عقل و عشق
از هر نبرد و جنگ و ستیزی ستیزتر

یک شب از آسمانِ غزلها عبور کن
ای از تمامِ قافیه هایم عزیزتر

لفظی برای وصفِ تو پیدا نمی کنم
چیزی تو... چیز... چیز تر از چیز... چیز تر

محمد عابدینی
1393.7.3






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  , عاشقانه  ,


      

آنقدَر دوری تو داده دلم را آزار
که شده ورد زبانم غزل مسئله دار

یادم آفتاد شبی لحظه ی عاشق شدنم
کوهی از خاطره ها روی سرم شد آوار

رنج بسیار کشیدم.. عرقم جاری شد
پیچ قلب تو ولی سفت نشد با آچار

ریزگرد دل من محو هوای غم توست
چند وقتی است که هستم به هوای تو دچار

بخورد بر کمرت بیل که یک مرتبه هم
یادی از من ننمودی به پیامی ای یار

پیچ گیسوی تو ماشین دلم را چپ کرد
مشکلات من و تو چاره ندارد انگار

من که آسان به تو دلبسته شدم... دل دادم
این تو بودی که به من سخت گرفتی هر بار

محمد عابدینی
1393.6.3






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  , عاشقانه  ,


      

تردید دارد خنجرت... انگار کُند است
حتما... وگرنه آدرس بسیار رُند است

خنجر بکِش... اما حواست جمع باشد
در امتداد حنجرم یک پیچِ تند است

عاشق کشی رسوا شدن دارد همیشه
فردا همین اقدام تو تیترِ لوموند است

دستت به جیبت می رسد با این تورم؟
می دانی اصلا پولِ خونم چند پوند است؟

ایکاش خود تردید می کردی نه خنجر
تردید دارد خنجرت... انگار کُند است

محمد عابدینی
1393.5.31






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  , عاشقانه  ,


      

سیب خیال

ای دوست عجب کرشمه هایی داری
در نقش دلت چه ترمه هایی داری

محکم همه را بسته ای از روی حیا
در پیرهنت چه دکمه هایی داری

در فصل خزان باغ انگور دلم
در سفره ی خود چه دلمه هایی داری

گیسوی تو قلاب و منم چون ماهی
کوتاه بیا... چه طعمه هایی داری

پا روی دلم گذاشتی... حرفی نیست
با این که عجیب چکمه هایی داری

بی نامه و بی مجوز و بی امضا
در حنجره ات چه نغمه هایی داری

گفتی که من و برادرم یک سیبیم
قربان خودت! چه نیمه هایی داری

بین من و تو هر چه که بگذشت گذشت
هر چند بر آن تتمه هایی داری

دل میشکنی و بیمه می پردازد
ای دوست تو هم چه بیمه هایی داری!

محمد عابدینی
اردیبهشت نود و سه






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  ,


      

این چه احساس عجیبی است که در دل دارم؟
چند وقتی است که با عشق تو مشکل دارم

گاه زل می زنی و گاه به من می خندی
این چنین است که عشقی متزلزل دارم

بنِشین... حوصله کن... اوّل راهیم هنوز
مثل این مسئله بسیار مسائل دارم

پلک می بندی و بخت همه را می بندی
سهم من چیست؟... از این بخت چه حاصل دارم؟

شهر نو می شود... انگار دلم در طرح است
آخرِ کوچه ی بن بستِ تو منزل دارم

آنقدَر پُر شده از خاطره هایت ذهنم
در دلم حسرت یک سکته ی کامل دارم

تا تو خرمای سرِ سفره ی افطار منی
باز بر ذمّه ی خود روزه ی باطل دارم

ساده می خندم و تو ساده به من می خندی
این چه عشقی است که در دلْ منِ جاهل دارم؟

گیرم این عشق چو دریا و تو ساحل باشی

منِ ماهی چه نیازی به تو ساحل دارم؟

سایت در سایت به دنبال تو می گردم... آه
مدّتی هست که اینترنت شاتل دارم

با تو چت می کنم و راه مرا می خواند
مشکی نیست... بمان... من خطِ رایتل دارم

...

می روم تا نشود دیر کلاسم... یا حق!
صبح ها... ساعت ده... درس رسائل دارم

محمّد عابدینی
1393.1.29






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  ,


      

محمد عابدینی

ما حوزویان طلایه داریم
از وضع جهان گلایه داریم

یک دست رسائل و مکاسب
در دست دگر کفایه داریم

در حوزه به جای واحد و ترم
ما رتبه و سطح و پایه داریم

درس علما شفاء و اسفار
ما مبتدیان بدایه داریم

در این قفسه کتاب منطق
در آن قفسه هدایه داریم

چون آخر علم و عقل هستیم!
در سال نهم نهایه داریم

هم مثل چراغ می درخشیم
هم بر سر خلق سایه داریم

ما را نتوان شناخت هرگز
ما سیصد و شصت لایه داریم!

محمد عابدینی
1392.11.19






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  ,


      

دیشب قصد کردم یه غزل بنویسم
خواب آلودگی و خستگی رخصت نداد
این شد که یه یه دوبیتی بسنده کردم:

سیب خیال

من خسته و بی حوصله ام، لج نکن امشب
کوتاه بیا، خُلق مرا کج نکن امشب

از خیر غزل بگذر و بگذار بخوابم
این عمره ی بی حاشیه را حج نکن امشب


محمد عابدینی
1392.9.17






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , طنز  ,


      

محمد عابدینی

تو داشتی می آمدی با سینی چای و نبات
در عالم رویا و خواب از لابلای خاطرات

من ماجرای عشق را در گوش تو خواندم ولی
پرسیدی از من ناگهان با لهجه ی بیگانه: وات؟!

تو کارگردان بودی و من آخرین برداشت را
تا آمدم بازی کنم گفتی صریح و ساده: کات!

پرسیدم از خود که تو را با خود به فردا می برد
آخر کدامین مرد با این خلقیات و روحیات؟!


سرباز چشمت ناگهان یک پلک آمد سمت من
آن گاه مکثی کردی و آهسته گفتی کیش و مات!

محمد عابدینی
1392.7.30






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  ,


      
<      1   2   3      >




+ این اولین تجربه‌ی منه توی خطاطی نسخ با قلم این خط رو فوق‌العاده دوست دارم حس می‌کنم این قالب به مضامین خودش شکوه و متانت و اصالت می‌ده شما رو هم دعوت می‌کنم به یادگیری و مشق خوش‌نویسی زیبا شدن رو می‌شه از خط شروع کرد =) دوستانی که هر کدوم از رشته‌های خوش‌نویسی رو دنبال می‌کنن توی کامنت‌ها بگن که بقیه هم انگیزه بگیرن



+ سلام شبتون بخیر میلاد پیامبر رحمت و امام صداقت و همچنین هفته وحدت رو به دوستان خوب پارسی بلاگی خودم تبریک می گم حیف دنیای مجازی این چیزا حالیش نمی شه و گر نه از آقا سید فخری عزیز می خواستیم در و دیوار پیامرسان رو چراغونی کنه الهی که به حق پیامبر و فرزند صادقش حال دنیایی و آخرتی همتون خوب خوب باشه اگه جمله ی زیبایی خطاب به مولود های عزیز این شب به ذهنتون می رسه زیر این پست کامنت کنید @};-

+ این بار هم شکست دلم زیر پای تو بشکن ولی شکستن دل افتخار نیست . خط: سید احمد حسینیان شعر: محمد عابدینی



+ دلبسته به مویی شده ام، سرنخ این عشق در خرمن گیسوی پیدا شدنی نیست . محمد عابدینی



+ مثل همیشه حسرت و دل کندن و غم است تقدیر نانوشته دل های سوخته . شعر: محمد عابدینی طرح: محمد رازقی



+ آقا یه نگاهی بندازین ببینین کشورای اطراف کسی برای دولتش وزیر راه لازم نداره؟ یدونه داریم زیر قیمت میدیم. اصلا صلواتی! در حد نو. کارنکرده!



+ دروغی به نام پالرمو



+ خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. امام خمینی (ره)



+ امام‌خامنه‌ای: جوانِ نسلِ سوم از جوانِ نسلِ اول امید‌بخش‌تر است...



+ هر بانوی خوش‌حجابی ایده‌آل نیست اما قطعا هر بانوی ایده‌آلی خوش‌حجاب است