سفارش تبلیغ
صبا
درباره
محمد عابدینی[5146]

طلبه درس خارج حوزه علمیه قم دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه قم معلم دانشگاه و حوزه مربی تکواندو علاقمند به شاعری و خوشنویسی
ویرایش
منوی اصلی
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
لوگوی دوستان
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
آمار و اطلاعات

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 65
کل بازدید : 456119
تعداد کل یاد داشت ها : 244
آخرین بازدید : 97/11/1    ساعت : 12:21 ص

به جز تو مَرد در این عرصه نیست شیخ نمر
گناه و جرمِ تو جز عشق چیست شیخ نمر؟

بمان به کوری چشمانِ شومِ آلِ سعود
تو آبروی حجازی... بایست شیخ نمر

محمّد عابدینی
1393.7.28






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , مقاومت اسلامی  ,

      

چقدر خسته ام... انگار نیمه جان شده ام
اسیرِ غربتِ شب های اصفهان شده ام

میانِ دلهره های منار جنبان... من
چه بی مقدمه دلتنگِ جمکران شده ام

سی و سه مرتبه زاینده رود خواندم و باز
برای تشنگی شهر روضه خوان شده ام

به آسمان که نیفتاد راهِ من... امّا
به جاش زائرِ باغِ پرندگان شده ام

به لب حلاوتِ طعمِ گز است و من دلتنگ
برای حاج حسین و برادران شده ام

محمّد عابدینی
1393.7.21 اصفهان






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,

      

حالا که پَر کشیده دلم در هوای تو
باید کمی غزل بنویسم برای تو

این جا کنارِ سفره ی دل... پای حرف هام
مثلِ همیشه باز چه خالیست جای تو

بگْذار تا خیالِ تو باشد کنارِ من
بگْذار تا قدم بزنم پا به پای تو

پیچیده چون طنینِ خوشِ نغمه ی "بَنان"
در کوهسارِ خاطره هایم صدای تو

انگار دستِ گرمِ خدا با اشاره ای
انداخت حبّه قلبِ مرا توی چای تو

باید سراغِ سوز تو از مولوی گرفت
پیچیده در تمامِ نیستان نوای تو

تو بی نظیر هستی و تاکید می کنم:
"چیزی که یافت می نشود" هست تای تو

حالا که رفته ای و دلم داغدارِ توست
بگْذار تا ابد بنِشینم به پای تو

محمّد عابدینی
1393.7.18






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,

      

من هیچ... چشمِ عاشقِ من هیچ... نازنین!
حتّی ربوده ای تو دل از لنزِ دوربین

گاهی به تورِ زلفِ تو... گاهی به دامِ چشم
گهگاه آنچنانم و گهگاه اینچنین...

محمّد عابدینی
1393.7.13






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , عاشقانه  ,

      

در زندگی ندیده ام از عشق، جیزتر
از جـاده هـای پـر خـطرِ عشق، لـیـزتر

از خنجری که واردِ قـلبم نـموده ای
دسـتـانِ کــاوه هم نـتـراشـیـده تـیزتر

در سینما و عالَمِ وب هـم نـدیده ام
از دشت های سرخِ لـبت لاله خـیزتر

از لحظه ای که ساکنِ این شهر گشته ای
چشمِ اهالی اش شده انگار هیزتر

چون ذره ای دلم شده از بس ندیدمت
چـیـزی شبیهِ دانه ی هِل... بلکه ریزتر

یک لـحظه بود قصه ی دل دادنم به تو
از برقِ چشم های تو هم نـاگـریـزتـر

بحبوحه ای به پا شده مابینِ عقل و عشق
از هر نبرد و جنگ و ستیزی ستیزتر

یک شب از آسمانِ غزلها عبور کن
ای از تمامِ قافیه هایم عزیزتر

لفظی برای وصفِ تو پیدا نمی کنم
چیزی تو... چیز... چیز تر از چیز... چیز تر

محمد عابدینی
1393.7.3






برچسب ها : شعر  , غزل  , طنز  , عاشقانه  ,

      

با من از ابتدا سرِ سازش نداشتی
کارِ تو قهر کردن و کارِ من آشتی

پُر کرد باغِ قلبِ مرا شاخ و برگ تو
این بذرِ عشق بود که در سینه کاشتی

مانندِ اسبِ خسته و مغرور و سرکشی
یک بار در مسیر قدم بر نداشتی

با هر بهانه بیشتر عاشق شدم ولی
با هر بهانه سر به سرم می گذاشتی

میخواهم عامیانه بگویم... اجازه هست؟
می خواستم برای تو باشم... نذاشتی!

محمد عابدینی
1393.6.31






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,

      

حال و روزش بد نبود امّا کمی بی تاب بود
صبح تا شب خیره بر تصویرِ توی قاب بود

شوقِ مشهد در دلش غوغا به پا می کرد و او
عادتش هر شب زیارتنامه قبل از خواب بود

داشت در رویا قدم می زد میانِ صحن ها
در مشامش دم به دم عطرِ گلابِ ناب بود

دست هایش را گره زد در ضریح و اشک ریخت
بعد از عمری تشنگی حالا کنارِ آب بود

مرغِ روحش داشت پر می زد در اطرافِ حرم
جسمش امّا در کلاسِ درسِ استصحاب* بود

محمد عابدینی
1393.6.27
* درس استصحاب عنوان یکی از دروس اصلی حوزه علمیه است






برچسب ها : شعر  , غزل  , حضرت رضا  ,

      

هر چند بار ها به هوایت شکست دل
اما نمی شود که به عشقت نبست دل

دل کندم از تو بارِ دگر سخت و دردناک
اما دوباره چشم براهت نشست دل

جان می کَند همیشه ولی دل نمی کَند
این رسمِ عاشقیست... همین گونه است دل

حاجت به باده های پیاپی نبوده است
با یک دو جرعه از تو شد این گونه مست دل

پایانِ شاهنامه ی این روزگار را
انگار داده است خداوند دستِ دل

با این که هر چه می کشم از دستِ عشقِ توست
از هر چه غیرِ عشقِ تو باید گسست دل

محمّد عابدینی
1393.6.27






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,

      

ناخوش احوالی و من خوب تو را می فهمم
مثل یک شهرِ پر آشوب تو را می فهمم

شعله ای سرکشی و در مهِ بعد از باران
مثل یک هیزم مرطوب تو را می فهمم

عرقِ شرم و حیا می چکد از شعرت و من
مثل یک دختر محجوب تو را می فهمم

بین بحبوحه ی یک جنگ و شکستی سنگین
مثل یک لشگر مغلوب تو را می فهمم

زیر سنگینی آوار شکستن هایم
مثل یک خانه ی مخروب تو را می فهمم

دل سنگ تو نفهمید مرا اما من
مثل یک شیشه ی مرغوب تو را می فهمم

محمد عابدینی
1393.6.18






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,

      

من را که یادت هست؟... آری! من همانم
هر چند قدری پیر و قدری قد کمانم

فرقی ندارد حال من امروز و دیروز
شاید کمی دلبسته تر... اما همانم

از بس که مضمون تو را نوشیده طبعم
دارد غزل می ریزد از کنج دهانم

عمریست دنبال تو ام... عمریست از پا
افتاده ام... اما خودم را می کشانم

زخمی که تنها یادگارت بوده و هست
مانند داغت بر دل خود می نشانم

من عهد بستم پای تو می مانم ای عشق
بگذار پای عهد و پیمانم بمانم

محمد عابدینی
1393.6.12






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,

      
<      1   2   3   4   5   >>   >



پیامهای عمومی ارسال شده

+ پلکی بزن ای چشم تو اشغالگر دل شعر و خط: محمد عابدینی 97/10/10



+ هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت... خط: محمد عابدینی نه دی نود و هفت



+ این اولین تجربه‌ی منه توی خطاطی نسخ با قلم این خط رو فوق‌العاده دوست دارم حس می‌کنم این قالب به مضامین خودش شکوه و متانت و اصالت می‌ده شما رو هم دعوت می‌کنم به یادگیری و مشق خوش‌نویسی زیبا شدن رو می‌شه از خط شروع کرد =) دوستانی که هر کدوم از رشته‌های خوش‌نویسی رو دنبال می‌کنن توی کامنت‌ها بگن که بقیه هم انگیزه بگیرن



+ سلام شبتون بخیر میلاد پیامبر رحمت و امام صداقت و همچنین هفته وحدت رو به دوستان خوب پارسی بلاگی خودم تبریک می گم حیف دنیای مجازی این چیزا حالیش نمی شه و گر نه از آقا سید فخری عزیز می خواستیم در و دیوار پیامرسان رو چراغونی کنه الهی که به حق پیامبر و فرزند صادقش حال دنیایی و آخرتی همتون خوب خوب باشه اگه جمله ی زیبایی خطاب به مولود های عزیز این شب به ذهنتون می رسه زیر این پست کامنت کنید @};-

+ این بار هم شکست دلم زیر پای تو بشکن ولی شکستن دل افتخار نیست . خط: سید احمد حسینیان شعر: محمد عابدینی



+ دلبسته به مویی شده ام، سرنخ این عشق در خرمن گیسوی پیدا شدنی نیست . محمد عابدینی



+ مثل همیشه حسرت و دل کندن و غم است تقدیر نانوشته دل های سوخته . شعر: محمد عابدینی طرح: محمد رازقی



+ آقا یه نگاهی بندازین ببینین کشورای اطراف کسی برای دولتش وزیر راه لازم نداره؟ یدونه داریم زیر قیمت میدیم. اصلا صلواتی! در حد نو. کارنکرده!



+ دروغی به نام پالرمو



+ خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. امام خمینی (ره)