سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :45
  • بازدید دیروز :56
  • کل بازدید :450304
  • تعداد کل یاد داشت ها : 240
  • آخرین بازدید : 97/8/27    ساعت : 8:21 ع
درباره
محمد عابدینی[5116]

من یک طلبه هستم ... این جا ایستاده ام ... در ابتدای یک راه طولانی و پر فراز و نشیب ... با کوله باری از ایمان و توکل و عشق بر دوش ... با قدم هایی استوار ... و چشم هایی گره خورده در افق
ویرایش

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

محمد عابدینی

آقا سلام... می شود آیا دقایقی
رخصت دهی غزل بشود رزق عاشقی؟

دریای بیکرانی و با شوق تو در آب
انداخت باید از پی سهراب قایقی

تو آسمان آبی و آرام رحمتی
شان نزول خلقت و یاسین ناطقی

با عشق دیدن تو نفس میکشند خلق
با هر عقاید و نظرات و سلایقی

در ازدحام درد و غم و اشک و بغضها
سخت است دوری تو و سهل است مابقی

یک روز صبح... با تپش خیس رودها
میروید از میان گسلها شقایقی

. . .

پایان هر مذاکره ای جز شکست نیست
مُهرت اگر نبود به پای توافقی!

محمد عابدینی
1392.10.22






برچسب ها : شعر  , غزل  , حضرت مهدی  ,


      

محمد عابدینی

نه این که فکر کنی خسته ام، فقط گاهی
به روی بامِ دلم لانه می کند آهی

دوباره روحِ تو را می دمم به پیکرِ شعر
چه واژه های بدیعی، چه شعرِ دلخواهی!

خدا کند بشود بینِ اشک ها پیدا
برای رد شدن از بغض ها گذرگاهی

و من که خسته ام از شعر های بی حاصل
از این بیانیه های شعاری و واهی

نشسته داغِ رسیدن به سینه ی جاده
و هل الیک سبیلٌ؟ نشان بده راهی

اسیر غربتِ تُنگم، خودت که می دانی
نمی رود هوسِ موج از دلِ ماهی

تو را من از تو طلب می کنم، تو می گویی:
همیشه قسمتِ تو نیست آن چه می خواهی!

محمد عابدینی
1392.7.17






برچسب ها : شعر  , غزل  , حضرت مهدی  ,


      

می خواهم اگر اذن دهی یار تو باشم*
تا صبح فرج عاشق بیدار تو باشم

باید نگذارم برسد خواب به چشمم
تا منتظر لحظه ی دیدار تو باشم

تخفیف بده غیبت خود را دو سه روزی
تا مشتری دائم بازار تو باشم

رخصت بده آقا بنویسم غزلت را
رخصت بده تا شاعر دربار تو باشم

رخصت بده تا همدم و همراز تو باشم
تا محرم دانستن اسرار تو باشم 

تو محور عشقی و طبیعیست که یک عمر
چون دایره در حسرت پرگار تو باشم

 تو منتظرم هستی و من منتظر تو
قسمت شده انگار که همکار تو باشم!

باید بروم تا ته خط ... آخر قصّه
بر دار شوم ... میثم تمّار تو باشم

باید بپرم ... بال و پرم ... بال و پرم کو؟
شاید بشود جعفر طیّار تو باشم

در این شب طولانی و ظلمانی فتنه
انگار قرار است که عمّار تو باشم

انگار قرار است شوم مجمع اضداد
هم مست تو هم شیعه ی هشیار تو باشم

ای کاش مرا هم بپذیری ... بپسندی
راهم بدهی در صف انصار تو باشم

من منتظر روز نبردم که به میدان
سرباز فداکار و وفادار تو باشم

من تشنه ام و منتظر لحظه ی موعود
مشکی بده تا مثل علمدار تو باشم 

محمد عابدینی
1392/4/1

 

* وامی از برادر شاعرم زین العابدین آذر ارجمند
و این غزل هم به دعوت این بزرگوار ساخته شده 






برچسب ها : شعر  , غزل  , حضرت مهدی  ,


      

مصحف آسمان

و کـاشـ

یـکـی از هـمـیـن شـبـ ـهـا

مــــــــ.....ـــــــــاهـ

پـاسـخـِ اسـتـخـاره ـی آمـدنـتـ بـود

از مـصـحـفـِ آسـمـان






برچسب ها : شعر  , سپید  , حضرت مهدی  ,


      

در آرزوی کسی

نشانه رفته غزل های من به سوی کسی
به خـون کشانده دلم را خـیالِ روی کسی

تـمامِ قـافـیه ها را به خـطِّ نـسـتعلیق
نوشته دستِ خدا لابلای موی کسی

غـزل بهانه ی خـوبی است تا قـدم بزنم
میانِ قافیه هایش به جستجوی کسی

هزار ندبه ی مبهم، هزار جمعه ی سرد
تـمامِ عـمر نـشـسـتم در آرزوی کسی

کسـی شــبـیـهِ تـو در آســمـانِ رویـا نیست
کسی چنان که تویی نیست روبروی کسی

تـو عــاشـقـانـه تـریـن آیــه هـای قــرآنـی
قسم نخورده خداوند چون تو روی کسی

پر از حـرارتِ عـشق است سینه ام، انگار
نشانده ام به لبِ خود لبِ سبوی کسی

دلم خوش است به پایانِ شاهنامه ی شب
همیشه می وزد از مـاه عطر و بوی کسی
محمدعابدینی
1392/1/1

 






برچسب ها : شعر  , غزل  , حضرت مهدی  ,


      

و من اما آرام

و  مــنـ  امــا  بــی تــابــــ

چــشــمـ  در  پــیــچ  و  خــم  راهـ  بــیــابــانـ  دارمـ

تــا  بــبــیــنــمـ  کــهـ  بــهــار

چــهـ  زمــانــی  خــبــر  از  بــاغــچــهـ هــا  مــی ـگــیــرد






برچسب ها : شعر  , نیمایی  , حضرت مهدی  ,


      

صدای ترد دانه های تسبیح تو

صدای ترد دانه های تسبیح تو

میان چک چک قطره های باران

شنیدنیست آقا






برچسب ها : شعر  , سپید  , ریزنوشت  , حضرت مهدی  ,


      

گسل های زخمی انتظار

نـفـس کـه مـی ـکـشـی

هـوای شـهـر عـوضـ مـی ـشـود

پـلـکـ کـه مـی ـزنـی

ابـر ـهـا بـغـضـ مـی ـکـنـنـد

گـام بـردار مـولای مـن !

و گـسـل ـهـای زخـمـی انـتـظـار را

بــــی قــــــــرار کــــن






برچسب ها : شعر  , سپید  , حضرت مهدی  ,


      

دهه قرن انتظار

با کـولـه بـارِ نــدبـه و بـر بـغـض ها سوار
می آیـد از مـسـیر، کـسی مــثلِ جـویبار

با واژه های ســردِ زمـسـتـانِ غـیـبـتـش
ده قــرن عـاشــقـانـه سـرودیـم از بـهـار

ده قرن خـشکسالی و ده قرن تـشـنگی
ده قــرن اســتـغـاثـه و ده قــرن انــتـظـار

چـیـزی نـمـانـده در دلِ تــقـویـم هـا مـگر
شب های سالخورده و یک صبحِ بی قرار

مولای جــمـکـرانـی مـن! مــثـلِ ابــر ها
بــر تـشنه زارِ خستـه این بـیت ها بـبـار

محمدعابدینی
1391/10/18






برچسب ها : شعر  , غزل  , حضرت مهدی  ,


      

مرد رویای خدا

عـاقــبــت یــک روز مـی آیـد ز راه
مــردِ رویـــای خـــدا روحـی فـداه

مـی زنـد بر کوچــه ها رنـگِ بـهار
می کـِـشد در آسـمانِ شهر ماه

مـی رود سـمت گـلـسـتان بقیع
گوشه ای را می کند با غم نگاه

بـغـض دارد در گـلویـش یک جهان
مـی کـشـد انـدازه ی ده قـرن آه

روبـروی دشـمـنـان مـی ایـسـتـد
پشت او سـید عـلی با یک سپاه

مـی دهــد رونــق بـه بــازار خــدا
خـطِّ بـطـلان می کـشد روی گناه

ماه چشمانش که تابان می شود
روزگـار کــفـر مـی گــردد ســیـاه

محمدعابدینی
1391/9/20






برچسب ها : شعر  , غزل  , حضرت مهدی  ,


      
   1   2   3      >




+ دلبسته به مویی شده ام، سرنخ این عشق در خرمن گیسوی پیدا شدنی نیست . محمد عابدینی



+ مثل همیشه حسرت و دل کندن و غم است تقدیر نانوشته دل های سوخته . شعر: محمد عابدینی طرح: محمد رازقی



+ آقا یه نگاهی بندازین ببینین کشورای اطراف کسی برای دولتش وزیر راه لازم نداره؟ یدونه داریم زیر قیمت میدیم. اصلا صلواتی! در حد نو. کارنکرده!



+ دروغی به نام پالرمو



+ خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. امام خمینی (ره)



+ امام‌خامنه‌ای: جوانِ نسلِ سوم از جوانِ نسلِ اول امید‌بخش‌تر است...



+ هر بانوی خوش‌حجابی ایده‌آل نیست اما قطعا هر بانوی ایده‌آلی خوش‌حجاب است



+ تنها تویی که حرف مرا درک می‌کنی اما تو هم چه ساده مرا ترک می‌‌کنی محمد عابدینی



+ همیشه که نباید برای خودمان دست بزنیم این‌بار می‌ایستیم به احترام خان‌های بالیوود که نرفتند به ملاقات نخست‌وزیر رژیم کودک‌کشی سلمان‌خان امیر‌خان شاهرخ‌خان حالا این که توی فیلم‌هایتان چکار می‌کنید بماند اما فعلا دمتان گرم



+ باخبر شدم استاد منصور غلامی بنیان‌گذار تکواندوی قزوین بخاطر عوارض شیمیایی دوران دفاع مقدس در حالت کما قرار گرفتن. یادمه 18سال پیش اولین کمربند (زرد) رو با ذوق از ایشون گرفتم. این مرد حق بزرگی به گردن بنده و همینطور تکواندو قزوین داره. برای عافیت ایشون درخواست دعای خیر دارم