سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :20
  • بازدید دیروز :61
  • کل بازدید :450012
  • تعداد کل یاد داشت ها : 240
  • آخرین بازدید : 97/8/23    ساعت : 5:56 ص
درباره
محمد عابدینی[5116]

من یک طلبه هستم ... این جا ایستاده ام ... در ابتدای یک راه طولانی و پر فراز و نشیب ... با کوله باری از ایمان و توکل و عشق بر دوش ... با قدم هایی استوار ... و چشم هایی گره خورده در افق
ویرایش

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

تو نیستی و قافیه ام پُر شده از غم
تصویرِ تو در قابِ غزل گشته مجسّم

با شوق تو در حسرتِ تو می دوم آری
باید بشود بیشتر این فاصله ها کم

از عرشِ تو نازل شده بر فرشِ دلِ من
این بغضِ ترک خورده و این گریه ی نم نم

پلکی زدی و زلزله ی چشمِ تو گم کرد
تهرانِ غزل های مرا یک شبه در بم

آرامِ دلم هستی و در عینِ تناقض
رم می کند اسب دلم از نام تو هر دم

تقدیرِ مرا عشقِ تو این گونه رقم زد:
من مسئله ای ساده و تو پاسخِ مبهم

دل میکَنم امّا دلِ من بسته به جاییست
انگار گره خورده به گیسوی تو قلبم

محمّد عابدینی
1393.9.28






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

چتر های گناه را باید بس
.
.
.
زیرِ بارانِ مهربانی های خدا باید رفت

م.ع

پی نوشت: سهراب ببخشد...






برچسب ها : مذهبی  , ریزنوشت  ,


      

حاج آقا یه سوال دارم
بفرما داداشم
خدا کیا رو می بره جهنم؟
هیچ کی رو
مگه می شه؟
بله، خدا روز قیامت هیچ کی رو نمی بره جهنم
پس جهنم خالیه؟
نه
چطور؟
جهنم پره از کسایی که توی همین دنیا بلیط رزرو کردن
و اون دنیا هم با پای خودشون می رن جهنم
مگه می شه آدم با پای خودش بره جهنم؟
اگه دور و برتو نگا کنی میبینی که شده و داره می شه
هر گناهی که هر کسی انجام می ده یعنی یه شعله ی جهنم
شعله شعله جمع گردد وانگهی دوزخ شود!
اگه گناه شعله هست پس چرا نمی سوزن؟
می سوزن داداشم
خیلی هم می سوزن
ولی انقدر بر اثر غفلت و گناه پوستشون کلفت شده سوختنشونو احساس نمی کنن
مثل آدم بیهوشی که نمی فهمه چی داره به سرش میاد
پس اون دنیا چی؟
اون دنیا دیگه اثری از غفلت نیست
اثری از بیهوشی نیس
آدما یهو به خودشون میان و می بینن دور وبرشونو پر کردن از شعله های جهنم
حالا دیگه وقت سوختنه
و خدا؟
و خدا داره با غصه تماشاشون می کنه
و می گه اینم همون عاقبتی که همیشه بهتون هشدارشو می دادم!

م.ع






برچسب ها : نوشتار  , مذهبی  ,


      


وقتی برای غذا خوردن عجله نمی کنیم بلکه جلوی خودمونو می گیریم و با شکمِ خالی و در اوجِ گرسنگی می نشینیم سرِ سفره، غذا خیلی خیلی بیشتر بهمون مزّه می ده
وقتی هم که دوباره جلوی خودمونو می گیریم و یه کمی قبل از این که کاملا سیر شیم دست از غذا می کشیم با خاطره ی خیلی خوبی از سرِ سفره پا می شیم و به خاطرِ پرخوری از غذا بدمون نمیاد
این قانونِ ساده ی این دنیاست
بیشترین لذّت رو فقط می شه با رعایت بعضی محدودیّت ها و خودداری ها به دست آورد
محدودیّت هایی که دین از طرف خدای خالقِ همه ی نعمت ها و لذّت ها برای ما به ارمغان آورده از این جنس هستن
اینا یعنی این که
محدودیّت های دینی ما رو از محرومیّت های دنیایی نجات می دن

م.ع






برچسب ها : نوشتار  , مذهبی  ,


      

هر وقت که غم داشت دلت آه بکش
در قلبِ شبِ سیاه یک ماه بکش

نگذار که زندگی تو را خواب کند
گاهی جلوی پای خودت چاه بکش

محمّد عابدینی
آبان 93






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , عاشقانه  ,


      

من مرده ام انگار... هستم سرد و بی جان
از بس که خون کردی دلم را نامسلمان

از چشم های تیره ات هم تار تر بود
شب های بی باران و بی مهتابِ تهران

عمریست من را در پیِ خود می دوانی
با این دو پای خسته... با این کامِ عطشان

گاهی به گوشم می رسد آواز سهراب
از دشت های بی کرانِ سمتِ کاشان

تو زیرِ باران بی امان می رقصی آیا؟
یا یا پشتِ اشکم می شود تصویر لرزان؟

وقتی لبم اسرار خود را با لبت گفت
لب های من را مُهر کردی... مِهرِ کتمان

باید تو را پیدا کنم هر جا که باشی
ساری... خراسان... انزلی... تبریز... کرمان

گرگان و یزد و سیستان... گیلان و قزوین
در جستجویت می دوم استان به استان

دریا فقط حرفِ مرا می فهمد و بس
ای موج من را سمتِ ساحل برنگردان

دنبالِ سربازِ دلم می گردم ای عشق
در لشگرِ گیسوی تو گردان به گردان

با هر بهانه باز می گردی به ذهنم
با سردیِ آبِ خنک... با گرمیِ نان

با سحرِ چشمانت معمّا های من را
حل می کنی جدول به جدول سخت و آسان

گاهی نیازی نیست تا چیزی بگوییم
باید قدم زد با تو در طولِ خیابان

با گوشه ی چشمِ تو بی پروا نهادم
گوی دلم را در دلِ میدانِ چوگان

وقتی جدایی سرنوشتِ تلخ ما هست
برخیز... بسم الله... ای چاقوی زنجان

محمّد عابدینی
1393.8.27






برچسب ها : شعر  , غزل  , عاشقانه  ,


      

با این که همیشه فکرِ فردای منی
همواره خودت مشکلِ حالای منی

دنبالِ تو ام که قندِ چایم باشی
از دستِ تو! انگار خودت چای منی

محمّد عابدینی
آبان 93






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , طنز  ,


      

ایرانی ام... فرزندِ ابر و باد و باران
انگشتِ دنیا از شکوهِ من به دندان

بر باد داده نقشه ی مستکبرین را
طوفانِ جمهوریِ اسلامیِ ایران

نمرود ها آتش به پا کردند صد بار
امّا خدا می کرد ایران را گلستان

دستِ خدا را بار ها دیدیم در جنگ
در فتحِ خرّمشهر... آزادیِ بُستان

یادش نرفته آسمانِ پیرِ بغداد
پروازِ استثناییِ عبّاسِ دوران

امروز هل من ناصرِ خشمِ "نِمِر"ها
زانوی فرعونِ عرب را کرده است لرزان

می آید از بیروت بوی نصر امروز
جایی فرا تر از بلندی های جولان

سجّیل های سنگ در دستانِ غزه
در مشت هاشان خشم و غیرت هر دو پنهان

روزی نمازِ جمعه می خوانیم با هم
در مسجد الاقصی به یادِ حاج رضوان

یک روز خواهد گشت اسرائیل نابود
با همّتِ مردانِ حزب اللهِ لبنان

این جا ولی در سایه ی تدبیر و امّید
گم می شود در شهرمان عطرِ شهیدان

چشمی به مسئولینِ راه آهن ندارم
باید فداکاری کند هر بار دهقان

دنیای موهومِ سرانِ فتنه گر را
یک روز خواهد کرد حزب الله ویران

دارد صدای اربعین می آید انگار
دریاب بوی سیب را از مرزِ مهران

محمّد عابدینی
1393.8.28






برچسب ها : شعر  , غزل  , سیاسی  , مقاومت اسلامی  ,


      

از دستِ خودم شکسته شد بالِ خودم
عمریست شدم اسیرِ چنگالِ خودم

من گم شده ام... نیست کسی دنبالم
باید بروم خودم به دنبالِ خودم

محمّد عابدینی
آبان 93






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , عاشقانه  ,


      

آنان که شبیهِ باد بر می گردند
در لحظه از اعتقاد بر می گردند

با شور و شعور می روند... امّا حیف
با مشکلِ اعتیاد بر می گردند

محمّد عابدینی
آبان 93






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , سیاسی  ,


      
   1   2   3      >




+ دلبسته به مویی شده ام، سرنخ این عشق در خرمن گیسوی پیدا شدنی نیست . محمد عابدینی



+ مثل همیشه حسرت و دل کندن و غم است تقدیر نانوشته دل های سوخته . شعر: محمد عابدینی طرح: محمد رازقی



+ آقا یه نگاهی بندازین ببینین کشورای اطراف کسی برای دولتش وزیر راه لازم نداره؟ یدونه داریم زیر قیمت میدیم. اصلا صلواتی! در حد نو. کارنکرده!



+ دروغی به نام پالرمو



+ خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. امام خمینی (ره)



+ امام‌خامنه‌ای: جوانِ نسلِ سوم از جوانِ نسلِ اول امید‌بخش‌تر است...



+ هر بانوی خوش‌حجابی ایده‌آل نیست اما قطعا هر بانوی ایده‌آلی خوش‌حجاب است



+ تنها تویی که حرف مرا درک می‌کنی اما تو هم چه ساده مرا ترک می‌‌کنی محمد عابدینی



+ همیشه که نباید برای خودمان دست بزنیم این‌بار می‌ایستیم به احترام خان‌های بالیوود که نرفتند به ملاقات نخست‌وزیر رژیم کودک‌کشی سلمان‌خان امیر‌خان شاهرخ‌خان حالا این که توی فیلم‌هایتان چکار می‌کنید بماند اما فعلا دمتان گرم



+ باخبر شدم استاد منصور غلامی بنیان‌گذار تکواندوی قزوین بخاطر عوارض شیمیایی دوران دفاع مقدس در حالت کما قرار گرفتن. یادمه 18سال پیش اولین کمربند (زرد) رو با ذوق از ایشون گرفتم. این مرد حق بزرگی به گردن بنده و همینطور تکواندو قزوین داره. برای عافیت ایشون درخواست دعای خیر دارم