تشنه ی لبیک

انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدی

همه ساله توی یه همچین روزایی قافله عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین ع به شهر و  دیار ما می رسه و سفره پر خیر و برکت محرم و  صفر پهن میشه. اما توی ازدحام سر و صدای این قافله مع الاسف خیلی صداها شنیده نمیشه و خیلی چیزا دیده نمیشه و مغفول واقع میشه. گاهی متاسفانه شاهد هستیم سیره امام حسین ع در همین مجالس و محافل زیر پا گذاشته میشه. روی صحبتم فقط با مجلاس عزا نیست. منظورم کلی تره. روی صحبتم با همه محبین سیدالشهداست. روی صحبتم با همه کسانیه که خودشون رو عاشق حسین ع میدونن که ان شاء الله همین طور هم باشه.

توی این ایام خیلی از لبهای تشنه اباعبدالله ع شنیدیم و برای آقا اشک ریختیم و آرزو کردیم که ای کاش در کربلا بودیم و لااقل یه جرعهآب گوارا به لبهای ترک خورده امام میرسوندیم. اما آیا واقعا امام تشنه آب بود یا یاری؟ یا لبیک؟ یا نصرت؟ اون هنگام که امام به عبدالله ابن عمر ملعون میفرماین: اتق الله و لاتدعن فی نصرتی. تقوا داشته باش و یاری مرا فرونگذار. تشنگی امام همون لحظه شهادت وقتی خدمت جد برگوارشون میرسن برطرف میشه اما تشنگی لبیک هرگز! حسین ع هنوز هم تشنه لبیک ماست و ندای هل من ناصر ینصرنی او هنوز هم در گوش بشریت طنین اندازه.

نکته مهم و زیبایی که در حین مطالعه فرمایشات امام به چشم میاد اینه که پیام های عاشوریی و کربلایی حضرت در طول پروسه عاشورا از همان ابتدای سفر در مدینه و بعد در مکه و بعد در کربلا همه و همه عمومی و به تعبیری بین المللی هستن. یعنی اصلا جزئی و موردی و منحصر در زمان خودشون نیست و شامل تموم آحاد مردم در طول زمان و عرض جغرافیا میشه. مثلا امام توی مدینه در جواب ولید ابن عتبه استاندار مدینه بعد از اینکه صفات و شاخصه های خود و یزید ملعون رو بیان میکنن میفرماین: و مثلی لا یبایع مثله.  مثل من با مثل یزید بیعت نمیکند. خب پرواضحه که این پیام اختصاص به اون موقعیت و اون عصر نداره. این پیام توی همه زمانها کارکرد داره. یعنی هیچ شخصی با سیره و منش و با اهداف حسینی در مقابل شخصی با منش و اهداف یزیدی سر سازش و تسلیم نداره. اینه که امام راحل فرمودن: این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. چون اگر حق اباعبدالله الحسین و قیام آون حضرت و عزاداری اون حضرت درست و صحیح ادا بشه همیشه پرچم مبارزه و ظلم ستیزی و استکبار ستیزی در دستهای سینه زنان عاشورا در احتزاز خواهد بود و این همون چیزیه که دشمنان هیچ وقت چشم دیدنشو نداشتن و همواره باهاش مخالف بودن و تحملش نکردن. و گر نه برخی مجالس و محافل رو که نگاه میکنیم میبینیم نه تنها خطری و ضرری یرای ظالمین و دشمنان اسلام نداره بلکه تحویلش هم میگیرن.  مطمئن باشیم هر حرکتی که منجر به ایجاد انحراف در عزاداری امام حسین ع یا به تعبیری سالگرد نهضت امام  حسین ع بشه بخاطر تغییر کارکرد مورد رضایت عمیق دشمان خواهد بود.

بله ... حسین تشنه یاری و لبیک بود. لبیک به امام یعنی چی؟ اصلا بطور کلی لبیک به یک رهبر بزرگ یعنی چی؟ ... یعنی همراهی با او در تحقق اهداف و آرمانهاش. و اساسی ترین هدف امام در وصیت نامشون ذکر شده. همون عبارتی که در ابتدای سخن نوشتم. امر به معروف و نهی از منکر. لبیک به امام یعنی این که ما با امام هم دغدغه بشیم و دغدغه امام امر به معروف و نهی از منکر بود. فرمود: انی احب المعروف و انکر المنکر. من عاشق معروف و متنفر از منکرم. و یا با گلایه فرمود: الا ترون ان المعروف لایعمل به و المنکر لایتانهی نه؟! آیا نمیبینید که به معروف عمل نمیشود و از منکر اعراض نمیشود؟! همراهی با کاروان سیدالشهداء یعنی همراه شدن با آرمانهای حسین ع شاخصی که امام درباره همراهان خود بیان میکنن اونجایی که به محمد ابن حنفیه دربارشون میفرماین: رایهم رایی و امرهم امری. نظر اینها نظر من و قصد اینها همان قصد من است. این یعنی همراه. این یعنی لبیک. این جاست که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا معنا پیدا میکنه. یعنی راه امام همیشه ادامه داره. یاوران امام همیشه هستن و دشمنان امام هم همینطور. یعنی کربلا همه جا گسترده است و عاشورا همیشه امتداد داره. یعنی انتخاب بین اباعبدالله ع و یزید همیشه و همیشه پیش پای ما وجود داره. 

حالا و امروز این ما هستیم و این امام حسین ع زمان. امام غائب. امام عصر ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء. این ماییم و این مسلم بن عقیل زمان. ولی فقیه و ولی امر مسلمین حضرت خامنه ای حفظه الله. این ما هستیم و این نامه های آقابیا. و وای بر ما که مدام نامه های آقابیا مینویسیم و آقا نمیاد. این یعنی چی؟ خب معلومه. چون هنوز علی رغم شعار های ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند هنوزم خط نامه هامون کوفیه ... بقول غزوه عزیز: مکتوب میرسید پیاپی ولی دریغ ... خطش تمام کوفی و مهرش فریب بود ... امام منتظر  زمانی میاد که باهاش همراه باشیم. زمانی که نامه های ما صادقانه باشه. زمانی که گفتار و کردار و افکار و قلبهامون با نامه هامون مطابقت داشنه باشه. و مثل مردم کوفه نباشیم که اون مرد خدمت امام عرض کرد: دلهاشون با شماست ولی شمشیرهاشون علیه شماست.  زمانی که باهاش هم دغدغه باشیم. و دغدغه امام چیزی نیست جز دغدغه جد مظلومش اباعبدالله الحسین ع. یعنی امر به معروف و نهی از منکر. یعنی زنده ماندن دین خدا. و به نظر من این معنای واقعی انتظاره. نه فقط آقابیا گفتن که طبق همون جمله معروف حسین ع رو منتظرانش کشتن.

و در این راه بهترین سرنوشتی که میتونه در انتظار یه منتظر باشه ... در انتظار یه همراه باشه ... در انتظار یه لبیک گو باشه شهادته که خود امام فرمود: الا من لحق بی استشهد ... آگاه باشید که هر کس به من بپیوندد شهید خواهد شد.

محمد عابدینی
1389.9.30 






برچسب ها : نوشتار  , مذهبی  , حضرت حسین  ,