سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :103
  • بازدید دیروز :45
  • کل بازدید :446892
  • تعداد کل یاد داشت ها : 237
  • آخرین بازدید : 97/6/29    ساعت : 10:53 ع
درباره
محمد عابدینی[5110]

من یک طلبه هستم ... این جا ایستاده ام ... در ابتدای یک راه طولانی و پر فراز و نشیب ... با کوله باری از ایمان و توکل و عشق بر دوش ... با قدم هایی استوار ... و چشم هایی گره خورده در افق
ویرایش

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

به بهانه ـی ولادت حضرت بانو

و ماه حاجی رندی ست در طواف حرم
و کـهکـشان که قـدم می زنـد کنار ارم

و مـن کــبـوتـر شــیـدای گــنـبـدت بـانـو
و آسـمان چه حـقیر است زیر بال و پرم

محمد عابدینی

پی نوشت: 

و آب قم که به سر شور عاشقی دارد!
و آفتاب که زل می زند به فـرق سـرم!

محمد عابدینی
1391/6/28






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , حضرت معصومه  ,


      

محمد عابدینی

رخـصـت بـده دمـی بــنـشـیـنـیـم در بـقیـع
پــا هـا فــتــاده از نــفـــس انــگـار در بـقیـع

این کوله بار بغض که بر دوش سینه هاست
ای کاش سـر گـشـوده شـود بر سـر بـقیـع

با چـشم های حـسرتمان روضـه خوانده ایم
در عــرش خــاک هـای ســمــاواتـی بـقیـع

چـیـزی شـبیـه حـال عـلـی در مدینه است
بـی اشــک گـریـه کـردنـمـان در دل بـقیـع

از شـعله های چـشم تو می سوخت کربلا
پــــروا کــــن آفــتــــاب ز بـوسـیـدن بـقیـع


محمد عابدینی
1390/1/30






برچسب ها : شعر  , غزل  , بقیع  ,


      

محمد عابدینی

دارد غزل به عشق تو آغاز می شود
مثل گلی که با نفست باز می شود

می بارد آسمان غزلپوش بیت هام
هر مصرعی مسافر یک راز می شود

اسرار عاشقانه ی رندان روزگار
در صحن چشم های تو ابراز می شود

حاجت به عقل و بینه و احتجاج نیست
در آیه های زلف تو اعجاز می شود

پایان راه آتش سوزان دوزخ است
وقتی که از مسیر تو اعراض می شود

وقتی هوا هوای تو باشد فقط بلی
پاسخ به استخاره ی پرواز می شود

نامت محمد است و در اعماق میم تو
باران و عشق و قافیه آغاز می شود

محمد عابدینی
1391/6/24






برچسب ها : شعر  , غزل  , حضرت پیامبر  ,


      

سیب خیال

سنگین تر از مصیبت تو درد و داغ نیست
وقتـی بـرای قـبـر تـو حـتـی چراغ نیست

مـسـت انـد از سـبـوی کـلامـت زراره ها
سروی به امتداد تو در صـحن باغ نیست

پـر می کشد کبوتر احساس من ... ولی
جـز بـر فــراز گــنـبـد تـو اشـتیاق نیست!

مـثل عـلـی مـسافر این کوچه ها شدی
ایـن مـثـل مرتضی شدنت اتفاق نیست

حـل می شود شـبـانه مـعمای بغض ها
وقتی که ماه روشن تو در محاق نیست


محمد عابدینی 1391/6/22






برچسب ها : شعر  , غزل  , حضرت صادق  ,


      

محمد عابدینی

چقدر مـزّه ـی تـلخِ سکـوت تـکراری ـست
برای من که صدای تو چـای افطاری ـست

مــیـانِ خـــاطـره هایـت نــمـاز مـی خـوانم
کـه بـا شـکـفتنِ یادت بـهار اجباری ـست
!

محمد عابدینی 1389






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , عاشقانه  ,


      

محمد عابدینی

سلامِ قـلبِ مـرا کـی جواب خواهی داد؟
پیامِ تشنه لـبان کـی به آب خواهی داد؟

طـلـوعِ گـمـشده در شـرقِ غـربـتستان را
حواله سوی کدامین سراب خواهی داد؟

محمد عابدینی 1385






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , حضرت مهدی  ,


      

سیب خیال

چـشمت وزید و از مـژه هایت عبـور کرد
تیـغی به کـف گرفت و دلم را مـرور کرد

با هر چـراغِ زخـم که در جانِ من نشاند
غـمخـانه ـی خـرابِ مرا غـرقِ نــور کرد!

محمد عابدینی 1388






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , عاشقانه  ,


      

سیب خیال

راه طــــــولانــی ابـــروی تو طی خواهد شد
شب ظـلمانی گـیسوی تو طی خواهد شد

هـمه ـی مـسـئـلـه ها قـابل حـلّـنـد؛ بـدان!
راه لب های من و روی تو طی خواهد شد!

محمد عابدینی 1385






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , عاشقانه  ,


      

سیب خیال

صـد فـاتـحه را دیـدم و یک حـمد نـدیـدم
صـد مـوعـظه را دیـدم و یک پـند نـدیـدم

این رسمِ جهان بود که در قله‌ی شادی
صـد قـهقـهه را دیـدم و لـبخــند نـدیـدم

محمد عابدینی
1385

 






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , عاشقانه  ,


      

سیب خیال

آقا جان!
بغضی سرد
 آرام از ناودان دلم می چکد
و من پشت پرده ای از اشک
رد پای تو را در برف های غیبت دنبال می کنم
تا کی حیرانی و پریشانی تو
مرا در بیابان های غربت و غم خواهد دواند؟
و دل تو از پشت کدامین ابر
از درماندگی من خواهد گرفت؟

آقا جان!
جمعه تمام روز را برایت گذش
تسروی تمام روز را برایت دست تکان داد
غرور ابری شکست و تمام روز را برایت گریست
اما تو
آرام آرام
در صحن دلم قدم می زدی

آقا جان!
مهمان کن دهر را
به شهادتینی
کنار بستر احتضار ثانیه ها
و من رابه جرعه ای عروج
کنار ابهام سایه ها

آقا جان!
واژه ها بی اعتنا از مقابل ذهنم عبور می کنند
و من با چشمانی پر از اشک
در حاشیه ی خیابان های شعر
مسافر معانی جمکرانی ام 

آقا جان!
آه ها
در ازدحام درد ه
اراه حنجره ها را گم کرده اند
واژه ها
با زنبیل خالی
از بازار ملکوت بازگشته اند
و تمنا ها
بر دامن ظهور چنگ زده اند
آقا جان برگرد!

آقاجان!
بارها
نام‌‌ تو را بر پیشانی‌ بلند آفتاب ‌خوانده‌ایم
بارها
میان‌ چک‌چک ‌قطره‌های ‌باران
صدای ‌طرد دانه‌های ‌تسبیحت ‌را شنیده‌ایم
بارها
تو را میان ‌ستاره‌ها گم ‌کرده‌ایم
و سراغت ‌را از قاصدک‌ها ‌گرفته‌ایم

آقا جان!
من
در خانه ی پدری خویش نیز
نماز باران را شکسته می خوانم
من
مسافر همیشگی کرانه های تو ام

محمد عابدینی






برچسب ها : ریزنوشت  , حضرت مهدی  ,


      
   1   2      >




+ آقا یه نگاهی بندازین ببینین کشورای اطراف کسی برای دولتش وزیر راه لازم نداره؟ یدونه داریم زیر قیمت میدیم. اصلا صلواتی! در حد نو. کارنکرده!



+ دروغی به نام پالرمو



+ خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. امام خمینی (ره)



+ امام‌خامنه‌ای: جوانِ نسلِ سوم از جوانِ نسلِ اول امید‌بخش‌تر است...



+ هر بانوی خوش‌حجابی ایده‌آل نیست اما قطعا هر بانوی ایده‌آلی خوش‌حجاب است



+ تنها تویی که حرف مرا درک می‌کنی اما تو هم چه ساده مرا ترک می‌‌کنی محمد عابدینی



+ همیشه که نباید برای خودمان دست بزنیم این‌بار می‌ایستیم به احترام خان‌های بالیوود که نرفتند به ملاقات نخست‌وزیر رژیم کودک‌کشی سلمان‌خان امیر‌خان شاهرخ‌خان حالا این که توی فیلم‌هایتان چکار می‌کنید بماند اما فعلا دمتان گرم



+ باخبر شدم استاد منصور غلامی بنیان‌گذار تکواندوی قزوین بخاطر عوارض شیمیایی دوران دفاع مقدس در حالت کما قرار گرفتن. یادمه 18سال پیش اولین کمربند (زرد) رو با ذوق از ایشون گرفتم. این مرد حق بزرگی به گردن بنده و همینطور تکواندو قزوین داره. برای عافیت ایشون درخواست دعای خیر دارم



+ دفاع از برجامِ بدفرجام تا حالا (حداقل در ظاهر) لایه های سیاسی و فنی و اقتصادی و دیپلماتیک داشت ولی به نظر می رسه با افتضاحات پی در پی اخیر پافشاری بر این سندِ نیمه سوخته دیگه داره وارد لایه ی جدیدِ روانپزشکی بالینی میشه!



+ *قوطی کبریت* قبرِ فردای توی مسئول است. با سوال هایی نه مثل سوال های فرمایشی مجری انتخاباتی ات. و جواب های که نداری. نمیدانم. شاید آن جا هم بخواهی پوزخند بزنی و با لبخندی از کنار محاسبه ها عبور کنی. اما خودت که خوب می دانی. جعبه کبریت پر است از گرز های آتشینی به نام *کبریت*