سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :36
  • بازدید دیروز :56
  • کل بازدید :450295
  • تعداد کل یاد داشت ها : 240
  • آخرین بازدید : 97/8/27    ساعت : 8:7 ع
درباره
محمد عابدینی[5116]

من یک طلبه هستم ... این جا ایستاده ام ... در ابتدای یک راه طولانی و پر فراز و نشیب ... با کوله باری از ایمان و توکل و عشق بر دوش ... با قدم هایی استوار ... و چشم هایی گره خورده در افق
ویرایش

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

امروز برایت نمی‏ نویسم

امروز که نمی‏ نویسم به تو دل نبستم

امروز که نمی‏ نویسم تو دل بردی

امروز که نمی‏ نویسم پیش پای صبرم چاه نکندم

امروز که نمی‏ نویسم تو پای شکیباییم را شکستی

امروز که هنوز دست روزگار فردایش را نقاشی نکرده است

فردا که نمی‏ نویسم شاید تو خورشید آن نباشی

فردا که شاید تو مهتاب شب آن نباشی

نه

نمی‏ نویسم

بشکند دستم اگر بنویسم

بشکند پایم اگر قدم بگذارد به چنان فردایی

نمی‏ نویسم شاید

می‏ نویسم باید

می‏ نویسم فردا فقط تو باید بتابی

می‏ نویسم فردا فقط تو باید موج بزنی

می‏ نویسم فردا فقط تو باید باشی

فقط تو

تو که نمی‏ نویسم نقش فردایم را در فرش امروز تو بافته‏ ام

نمی‏ نویسم

فقط می‏ نشینم و چشم می‏ دوزم به تلاطم دریا

و همسفر با امواج پلک‏ هایت

راهی ملکوت چشم‏ های نیلگونت می‏ شوم

محمد عابدینی
17/5/1389






برچسب ها : شعر  , سپید  , عاشقانه  ,


      

باز هم سلام یادت رفت

ناگهان از راه رسیدی

سر زده

سوار بر گردباد سرکش عشق

پنجره‏ ها را در هم کوبیدی

پرده‏ های حریر خیالم را در هوای خود پرواز دادی

و سراب قرارم را به باد دادی

محمد عابدینی
13389.5.12 






برچسب ها : شعر  , سپید  , عاشقانه  ,


      

سلام به تو

تو که قایـم شده ای

پشت دیوار های بلند دلم

تو

تو که گم شده است

عطر مسکرت

در ازدحام نفس های مشتاقم

تو که دیگر حالا صدای پر زدنت

از همین نزدیکی ها به گوش می رسد

شاید از سمت مغرب سرزمین سینه ام

تو که ...

. . .

پس کجایی عزیز؟

دل مشرق آسمان نگاهم لک زده برای طلوع تو

و تو چه بی خیال

آن سوی رویا های نیلگون من

نشسته ای و انگشت عشق آلودت را

در آستانه ی دریای دلم می چرخانی و

می چرخانی و

سوره ی طوفان را برقلب متلاطم من نازل می کنی

و این طوفان چه می کند با دل من

و این صدا

صدای نرم قدم های تو

چه می کند با دل من

داری آهسته آهسته قدم بر می داری

صحن آرزو های مرا طی می کنی

و به ملکوت آسمان بارانی چشمان من هبوط می کنی

و من

با کوزه ای پر از تشنگی در دست

چشم به راه امواج غزلخوان چشم های راز آلود تو ام

محمد عابدینی
دوشنبه
شب نیمه ی شعبان
1432 هـ ق






برچسب ها : شعر  , سپید  , عاشقانه  ,


      

از حقوق تا اطلاعات

نگاهی استراتژیک به ماجرای شهرام امیری

طی چند سال اخیر دولت ایالات متحده امریکا تمام سعی خود را انجام داد تا بتواند از طریق ظاهرا قانونی و طی یک فرایند موجه بین‏المللی و از طریق نهادهایی مانند آژانس و شورای امنیت سازمان ملل متحد ایران را متهم به تلاش برای دستیابی به تسلیحات اتمی کند و بدین وسیله همراهی کشورهای جهان را برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی بدست بیاورد. اما بررسی کارنامه دیپلماتیک ایالات متحده در این زمینه به روشنی نشان می‏دهد که دولت امریکا هیچ موفقیتی را در این زمینه کسب نکرده است. در حال حاضر و بعد از فراز و فرودهای فراوان در ارتباطات ایران و آژانس برای همه اثبات شده که دولت جمهوری اسلامی به دنبال سلاح اتمی نیست.

بررسی زمان ربایش شهرام امیری و همزمان بودن فرایند آن با ناامیدی غرب از راه حقوقی در مجرای آژانس این نکته را به روشنی مشخص میکند که امریکا طی یک چرخش استراتژیک متود خود از شیوه حقوقی به شیوه اطلاعاتی تغییر داده است. ربایش امیری در بیش از یک سال پیش درست در زمانی بود که لیست ابهامات آژانس به صفر رسیده بود و تلاشهای امریکا برای القای اتهامات واهی بر علیه اقدامات صلح آمیز ایران کاملا با شکست مواجه شده بود. امریکا به صورت ملموس حمایت جهانی را برای ادامه دادن بررسی سیاسی پرونده هسته ای ایران از دست داده بود و دولتهای جهان حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای توسط ایرانیان را به رسمیت شناخته بودند.

در چنین فضایی دولت ایالات متحده تصمیم گرفت رویه خود را عوض کند و بجای طی کردن مسیرهای بن‏بست حقوقی و قانونی به راه‏های دیگری از جمله ربایش، حملات تروریستی و اقدامات اطلاعاتی فکر کند و از این طریق به جعل سند بر علیه جمهوری اسلامی بپردازد. برتری این روش نسبت به روش قبل در این است که دیگر دولت امریکا ملزم نیست همه اقدامات خود را قانونی جلوه بدهد و چهره خود را با زحمت زیاد موجه نشان دهد. زیرا در این متود فعالیت‏های اطلاعاتی و امنیتی مانند کاوری عمل میکند و تمام ابهامات و تردیدهای جهانی را در مورد سندیت این مدارک پوشش کامل می‏دهد.

در پایان لازم است خدای متعال را که همواره حافظ و نگهدار جمهوری اسلامی در برابر هجمات و حملات شرق و غرب بوده و هست شکر کنیم که با درایت سیستم قدرتمند اطلاعاتی و ضداطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران این توطئه هم مانند توطئه های قبل نقش بر آب شد و بار دیگر آمریکا و این بار توان اطلاعاتی و امنیتی او در صحنه جهان و در مقابل دیدگان دولت‏ها و ملت‏های جهان تحقیر شد.

محمد عابدینی
1389.4.28 






برچسب ها : سیاسی  , نوشتار  ,


      

بغضم به جز شکسته شدن چاره‏ای نداشت
باران گرفته بود ولی قطره‏ای نداشت

مضمون میان دشت دلش موج زد ولی
شاعر برای مثنویش واژه‏ای نداشت

محمد عابدینی
1384 






برچسب ها : شعر  , دوبیتی  , عاشقانه  ,


      

میان صفحه ی وبلاگ خود نوشتم سیب
سپس شروع شد این ماجرای گنگ و غریب

خیال را که پس از سیب خط خطی کردم
چکید از صفحاتم صدای پای حبیب

نگاه ملتهبم روی دشت ال سی دی
و من مسافر این دکمه های بی ترتیب

بیا دمی بنشین، خسته ای، نگاهی کن
به این مطالب آشفته و نچسب و عجیب

محمد عابدینی
1389 






برچسب ها : شعر  , غزل  ,


      




+ دلبسته به مویی شده ام، سرنخ این عشق در خرمن گیسوی پیدا شدنی نیست . محمد عابدینی



+ مثل همیشه حسرت و دل کندن و غم است تقدیر نانوشته دل های سوخته . شعر: محمد عابدینی طرح: محمد رازقی



+ آقا یه نگاهی بندازین ببینین کشورای اطراف کسی برای دولتش وزیر راه لازم نداره؟ یدونه داریم زیر قیمت میدیم. اصلا صلواتی! در حد نو. کارنکرده!



+ دروغی به نام پالرمو



+ خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. امام خمینی (ره)



+ امام‌خامنه‌ای: جوانِ نسلِ سوم از جوانِ نسلِ اول امید‌بخش‌تر است...



+ هر بانوی خوش‌حجابی ایده‌آل نیست اما قطعا هر بانوی ایده‌آلی خوش‌حجاب است



+ تنها تویی که حرف مرا درک می‌کنی اما تو هم چه ساده مرا ترک می‌‌کنی محمد عابدینی



+ همیشه که نباید برای خودمان دست بزنیم این‌بار می‌ایستیم به احترام خان‌های بالیوود که نرفتند به ملاقات نخست‌وزیر رژیم کودک‌کشی سلمان‌خان امیر‌خان شاهرخ‌خان حالا این که توی فیلم‌هایتان چکار می‌کنید بماند اما فعلا دمتان گرم



+ باخبر شدم استاد منصور غلامی بنیان‌گذار تکواندوی قزوین بخاطر عوارض شیمیایی دوران دفاع مقدس در حالت کما قرار گرفتن. یادمه 18سال پیش اولین کمربند (زرد) رو با ذوق از ایشون گرفتم. این مرد حق بزرگی به گردن بنده و همینطور تکواندو قزوین داره. برای عافیت ایشون درخواست دعای خیر دارم